اختلال وحشت‌زدگي و گذرهراسي
ارسال شده توسط modir در 1392/01/20 12:37:21
اختلال وحشت‌زدگي و گذرهراسي

تقريباً همه ما در مواقعي احساس اضطراب كرده‎ايم. اما حمله وحشت‌زدگي  اضطراب شديدي است كه باعث مي‎شود شما احساس كنيد دچار يك حمله قلبي شده‎ايد، داريد ديوانه مي‎شويد، يا كنترل خودتان را از دست مي‎دهيد. ممكن است در طول يك حمله وحشت‌زدگي علائم جسماني مانند نفس نفس زدن، احساس مور مور ، صداي زنگ در گوش، قريب‌الوقوع بودن يك فاجعه، لرزش، احساس شوك، درد قفسه سينه. عرق كردن و تپش قلب داشته باشيد. ‌با توجه به اين‌كه حمله وحشت‌زدگي  مي‎تواند علائمي مشابه برخي بيماري‎ها توليد كند، شما بايد تحت نظر پزشك باشيد تا مطمئن شويد كه علائم شما ناشي از بيماري‎هايي مانند پركاري تيروئيد، اعتياد به كافئين، مشكلات دريچه ميترال قلب، يا غيره نيستند. هنگامي كه شخصي حملات وحشت‌زدگي  غيرمنتظره‎اي را مكرراً تجربه مي‎كند، مي‎ترسد يا نگران اين مي‎شود كه چرا اين حملات اتفاق مي‎افتد، در نتيجه زندگي‌اش تحت تأثير اين حملات قرار مي‌گيرند و گفته مي‎شود كه اين شخص مبتلا به ”اختلال وحشت‌زدگي“ است.

بسياري از بيماران مبتلا به اختلال وحشت‌زدگي  ”گذرهراسي“ را نيز تجربه مي‎كنند. گذرهراسي ترس از اماكن يا موقعيت‎هايي است كه امكان دارد در آنها حمله وحشت‌زدگي  رخ دهد يا گريز از آنها دشوار باشد. براي مثال، افراد متبلا به گذرهراسي از تنها بيرون رفتن، به سوپر ماركت رفتن، مسافرت با قطار يا هواپيما، رد شدن از پل‎ها، بلندي‎ها، تونل‎ها، عبور از مكان‌هاي رو باز و سوارشدن به آسانسور اجتناب مي‎كنند. بسياري از بيماران وحشت‌زدگي  را حتي در خواب تجربه مي‎كنند، علت آن احتمالاً اين است كه كاهش شديد ضربان قلب حين خواب با افزايش ضربان قلب جبران مي‎شود و اين باعث مي‎شود تا به طور ناگهاني از خواب بپرند.

برخي بيماران مبتلا به گذرهراسي در نور آفتاب مضطرب مي‎شوند، برخي ديگر در هواي گرگ و ميش مضطرب مي‎شوند. گرما از عامل‌هاي اصلي اختلال وحشت‌زدگي  است – افزايش اختلال وحشت‌زدگي  و گذر هراسي در خلال تابستان، بيش از هر چيز به دليل افزايش ضربان قلب، سرگيجه، از دست دادن آب بدن و فرصت‎هاي بيشتر براي بيرون ماندن در هواي گرم مي‎باشد. فرد مي‎ترسد كه در اين موقعيت‎ها دچار يك حمله وحشت‌زدگي  شود.

علل اختلال وحشت‌زدگي  و گذرهراسي چيست؟

طبق بعضي نظريه‎ها، بسياري از موقعيت‎هايي كه آغازگر حملات وحشت‌زدگي  هستند، در زمان‌هاي گذشته براي انسان به راستي خطرناك بودند. براي مثال، در گذشته اگر آدم‌ها در تونلي‎گير مي‎افتادند امكان داشت كارشان به خفگي يا غش وضعف بكشد، امكان داشت ارتفاعات خطرناك باشند، امكان داشت در فضاهاي باز مورد حمله قرار گيرند (توسط حيوانات درنده)، امكان داشت كه اجداد ما در اماكن عمومي با دشمن برخورد كنند. بسياري از ترس‎ها از جمله اختلال وحشت‌زدگي  و گذر هراسي بقاياي اين ترس‎هاي غريزي و سازگارانه‌ي پيشين هستند. اما، امروزه اين موقعيت‎ها ديگر خطرناك نيستند.

پژوهش‌ها به ما مي‎گويند كه اختلال وحشت‌زدگي  و گذرهراسي اگر چه مي‎توانند زمينه‎هاي ارثي داشته باشند، اما كاملاً ارثي نيستند. همه ساله، 30% تا 40% جمعيت حمله وحشت‌زدگي  را تجربه مي‎كنند. با اين حال، بيشتر آنها اين وحشت‌زدگي  را به عنوان علامت يك خطر فاجعه آفرين تفسير نمي‎كنند، و بنابر اين در زمره افراد مبتلا به وحشت‌زدگي يا گذر هراسي قرار نمي‎گيرند.

يك حمله وحشت‌زدگي  معمولاً در يك موقعيت استرس‎زا، مثل ترك منزل، تعارض‌هاي زناشويي، جراحي، مسئوليت‎هاي جديد اتفاق مي‌افتد. ممكمن است اين احساس برانگيختگي جسماني (تنفس سنگين، عرق كردن، سرگيجه، تپش قلب و غيره) به عنوان علائم خطري فاجعه‎‎آفرين تفسير شوند – براي مثال، ممكن است شخصي فقط به بالا رفتن ضربان قلبش توجه كند و نتيجه بگيرد كه دارد دچار يك حمله قلبي مي‎شود. در نتيجه، اين شخص دچار ”گوش به زنگي بيش از حد“ مي‎شود (يعني،‌بيش از حد به احساسات جسماني‎اش توجه مي‎كند)، كه اين خود مي‎تواند منجر به افزايش برانگيختگي شود يعني احساس‌هاي ناخوشايند جسماني و نگراني‌اش افزايش پيدا كند. اين برانگيختگي باعث مي‎شود سوء تفسيرهاي فاجعه انگارانه بعدي به راه بيفتد، كه به آنها ”زنگ خطرهاي كاذب“ مي‎گوييم زيرا علامت خطر قريب الوقوعي هستندكه در واقعيت چنين خطري اصلاً وجود ندارد. نفس نفس زدن‎هاي حمله وحشت‌زدگي  مي‎تواند ناشي از اين برانگيختگي و سوء تفسيرها باشد. سپس، شخص دچار ”اضطراب انتظاري“ مي‎شود (ترس از اين كه مبادا حملات وحشت‌زدگي  دوباره اتفاق افتد يا حالت ناخوشايند فعلي ادامه يابد). اتفاق بعدي اين است كه فرد از موقعيت‎هاي اضطراب‎انگيز اجتناب مي‎كند – به خصوص اگر گريز از اين موقعيت‎ها دشوار يا شرم‎آور باشد، يا اگر نتواند به راحتي از كسي كمك بگیرد. درواقع، هنگامی که اجتناب و گریز مکانیسم های کنار آمدناساسی برای کنترل اضطراب شوند، می گوییم شخص مبتلا به گذرهراسی است.

فرد مبتلا به گذرهراسي كه از موقعيت‎هاي ترس‎آور اجتناب مي‎كند معمولاً از يك ”شخص ايمن“ درخواست كمك و همراهي مي‎كند - يعني، شخصي كه اين فرد را در موقعيت‎هاي اضطراب‎آور همراهي كند. شايد فكر كنيد كه معني دلگرم شدن به يك ”شخص ايمن“، يا اجتناب و يا ساير ”رفتارهاي ايمني“ اين است كه فرد در روزها و هفته‌هاي آتي دچار حمله وحشت‌زدگي  نخواهد شد، اما او باز هم با ترس از حمله بعدي زندگي مي‎كند. نتيجه ترس و اجتناب فرد اين است كه دنياي او كوچكتر و كوچكتر مي‎شود. تا حدي به خاطر اين محدوديت‎ها، و تا حدي به خاطر اين كه آنها احساس مي‎كنند كنترل خودشان را ندارند و نمي‎داند چطور مشكلشان را اداره كنند، ‌بسياري از افراد مبتلا به اختلال وحشت‌زدگي  و گذر هراسي به افسردگي نيز مبتلا مي‎شوند. افسردگي و اضطراب بعضي از آنها چنان شديد مي‎شود كه خودسرانه به مصرف الكل، داروهاي آرام‌بخش يا مصرف مواد مخدر مي‎پردازند.

بعضي از سوء تفسيرهاي رايج درباره اختلال وحشت‌زدگي  و گذرهراسي چیست؟

بعضي‎ها به اشتباه معتقدند كه اختلال وحشت‌زدگي  ناشي از مشكلات رواني عميق است. البته، هر كس با يا بدون ‎اختلال وحشت‌زدگي  مي‎تواند مشكلات عميق رواني داشته باشد، اما اختلال وحشت‌زدگي  و گذر هراسي لزوماً به مسائل رواني عميق‎تر مربوط نيستند. ممكن است به دليل اين كه مبتلا به اختلال وحشت‌زدگي  هستيد افسرده يا وابسته شويد و از خودتان انتقاد كنيد،‌ اما خود وحشت‌زدگي  به طور مؤثري بدون درمان طولاني و بدون تلاش براي كشف تجربه‌هاي ناخوشايند دوران كودكي‎تان درمان مي‎شود. افراد مبتلا به اختلال وحشت‌زدگي  و گذر هراسي اغلب باورهاي غيرواقع‎بينانه‎اي درباره‌ي اضطراب دارند، مثلاً معتقدند ”هر نوع اضطرابي بد است“ و ”بايد فوراً از دست اين اضطراب خلاص شوم“. برخي از اين افراد به غلط اضطرابشان را به عنوان علامت خطر يك بيماري جسمي جدي تفسير مي‎كنند. بعضي ديگر معتقدند به اين دليل كه سا‌ل‌ها است حملات وحشت‌زدگي  و گذرهراسي دارند – و به اين دليل كه درمان سنتي سودمند واقع نشده است – هيچ‌وقت خوب نخواهند شد. معمولاً درمان شناختي – رفتاري، با يا بدون ‎دارو (بسته به نظر روانپزشك)، اغلب براي درمان اختلال وحشت‌زدگي  و گذرهراسي مؤثر است.

درمان شناختي – رفتاري براي اختلال وحشت‌زدگي  و گذرهراسي تا چه حد مؤثر است؟

خوشبختانه، مطالعات زيادي در زمينه بررسي تأثير درمان شناختي – رفتاري بر اختلال وحشت‌زدگي  و گذر هراسي به عمل آمده است. اين مطالعات در دانشگاه آكسفورد در انگليس، دانشگاه پنسيلوانيا و دانشگاه نيويورك، در آلباني و ساير دانشگاه‎هاي علوم پزشكي انجام شده است. اثربخشي درمان در يك دوره 25-20 جلسه‎اي از 85% تا 90% مي‎باشد. به علاوه، بهبودي بيشتر بيماراني كه يك سال پس از خاتمه درمان مجدداً بررسي شده‎اند، همچنان برقرار بوده است.

دارودرمانی در اختلال وحشت‌زدگي  و گذرهراسي چیست؟

چندين دارو در درمان اختلال وحشت‌زدگي  و گذرهراسي سودمند هستند. از جمله ضدافسردگي‎ها و داروهاي مختص اضطراب، و برخي داروهاي ديگر، اين داروها برانگيختگي‎تان را كاهش مي‎دهند،‌ اما زماني كه آنها را كنار بگذاريد، ممكن است علائم وحشت‌زدگي ‎تان برگردد. در نتيجه، توصيه ما اين است كه حتي در صورت مصرف دارو براي اختلال وحشت‌زدگي  و گذر هراسي، بايد تحت درمان شناختي – رفتاري نيز قرار بگيريد.


مراحل درمان شناختي – رفتاري چيست؟

ما در درمان شناختي – رفتاري اختلال وحشت‌زدگي  و گذرهراسي چند هدف را دنبال مي‌كنيم.

نخست: به شما كمك  كنيم تا ماهيت اضطراب، وحشت‌زدگي  و گذرهراسي را بشناسيد.

دوم: موقعيت‎هاي ترس يا اجتنابتان را مشخص مي‌كنيم.

سوم: ماهيت علايم خاص شما، شدت و ميزان تكرارشان، و موقعيت‎هاي برانگيزنده وحشت‌زدگي  را ارزيابي كنيم.

و چهارم: بررسي مي‌كنيم ببينيم آيا مشكل ديگري همراه وحشت‌زدگي ‎تان هست يا خير – براي مثال، افسردگي، اختلالات اضطرابي ديگر، سوء مصرف مواد، پرخوري، انزوا، يا مشكلات زناشويي.

درمانتان ممكن است شامل بعضي يا همه درمان‌هاي زير باشد: آموزش آرميدگي عضلاني، آموزش آرميدگي تنفسي و آموزش تنفس (به خصوص اگر مشكل تنفسي شديد داريد)؛ رويارويي تدريجي با موقعيت‎هاي برانگيزاننده وحشت‌زدگي ؛ كاهش استرس؛ بررسي تفسيرهايتان از علايم استرس جسماني؛ آموزش اصول كلي درمان شناختي (يعني، درك اين كه چگونه افكار منجر به احساساتي مانند ترس مي‎شوند، و ياد دادن اين كه چگونه با بررسي افكار و باورهايتان به احساس بهتري دست يابيد)؛ آموزش ابزار وجود (وقتي كه نياز است)؛ و آموزش شناسايي و كاهش علايم وحشت‌زدگي  به هنگام وقوع آن‌ها. به علاوه، مشكلات ديگرتان (مانند افسردگي)، نيز در درمان گنجانده مي‎شوند.


از شما به عنوان بيمار چه انتظاري داريم؟

بيمار در درمان شناختي – رفتاري منفعل نيست. لازم است شما فعالانه با درمان درگير شويد. از شما انتظار داريم در جلسات هفتگي (يا گاهي بيش از يك جلسه در هفته) شركت كنيد؛ فرم‎هاي ارزيابي مشكل را پر كنيد و تكاليفي كه درمانگرتان جهت خودياري تعيين مي‎كند، را انجام دهيد. چنان كه قبلاً هم ذكر كرديم، بيشتر بيماراني كه دراين تجربه درماني شركت مي‎كند اختلال وحشت‌زدگي  و گذرهراسي‎شان بهبود مي‎يابد - و برخي به سرعت بهبود مي‌يابند. حتي در صورتي كه به سرعت بهبود يابيد، بايد برنامه‎ درماني را كامل كنيد. خاتمه پيش از وقت درمان احتمال عود علائم را افزايش مي‎دهد.

اين دوره درماني براي 12 جلسه طراحي شده است. نخستين جلسات به ارزيابي و توضيح درمان اختصاصي مي‎يابد. جلسات آخر درمان اساساً براي پيگيري نتايج درمان طراحي شده‎اند – اين جلسات دو هفته يك بار و ماهي يك بار هستند.

برنامه درماني ما تركيبي از تكنيك‎هاي پيشنهادي دانشگاه‎هاي آكسفورد، پنسيلوانيا و نيويورك است. از نظر ما اين درمان راهي است كه در آن به شما ياد مي‎دهيم چطور به خودتان كمك كنيد. و به همين دليل است كه انجام تكليف در منزل در اين نوع درمان تا اين حد اهميت دارد.



اين مطلب از كتاب طرح‌هاي درماني و مداخلات باليني براي افسردگي و اختلالات اضطرابي تأليف رابرت ليهي و استفن هولاند (2000) توسط خانم شهرزاد طهماسبي ترجمه شده است.